سالی که از سر گذارندیم بیش از هرچیز برای صنایع مادر مخصوصا صنعت چاپ شبیه به کابوس بود، از رشد تصاعدی و لحظه ای قیمتها که بگذریم افت شدید تقاضای بازار باعث شد خیلی از بزرگان و قدیمی های صنعت به فکر چاره اندیشی و حتی مدد گرفتن از نمایندگان مردم در مجلس شوند که البته هرچه بیشتر تلاش در این زمینه انجام شد نتیجه ی کمتری عاید شد.
اگرچه مشکلات کنونی مبتلابه همه صنایع بوده و بیشتر حوزههای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دستخوش مشکلات و تنگناها بودهاند، اما صنعت چاپ بیش از دیگر صنایع مورد بیمهری و بی توجهی دوستان قرار گرفته و در عین دست و پنجه نرم کردن با مشکلات، از حمایت های حداقلی برای خروج از این وضعیت هم خالی شده است.
در یک کلام شاید بتوان خلاصه کرد که حال صنعت مادر جالب نیست و کم لطفی و وعده وعید های بی اساس هم روح جاری در صنعت را ناامیدتر و انگیزه برای بقا و رقابت در بازار را کم رنگتر میکند.
صنعت چاپ در طول ۴۰ ساله پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره در نوک پیکان تولید و خدمت بهحوزههای مختلف قرار داشته و باوجود محدودیتها و مشکلات در زمینه تامین تجهیزات و ماشینآلات که همواره با مشکل تحریمهای مختلف اقتصادی همراه بوده، توانسته است، نسبت به نوسازی و بهسازی خود اقدامات خوبی صورت دهد.
دو سال اخیر اما میتوان گفت دشوارترین سالهای حضور این صنعت در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور بوده است. تمام مشکلات پایه ای موجود را باید در کنار نبود بستر مناسب برای تامین مواد اولیه که حداقل خواسته ی بانیان این صنعت است تعریف کرد.
از سویی، اتحادیه چاپخانهداران که میتوانست و باید ملجا و مامن همه فعالان صنفی باشد تا در مشکلات و تنگناها در کنارشان باشد، بهدلایل کاملا شخصی و غیر صنفی، از حمایت و حضور در صحنههای مختلف این صنعت، غایب بوده، بهگونهای که بهجرات میتوان اتحادیه را غایب بزرگ همه صحنهها و تنگناها دانست و از سوی دیگر، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم بهعنوان متولی اصلی این صنعت، با واگذاری تولیت خود به وزارت صنعت، معدن و تجارت، عملا پشت این صنعت را خالی کرد.
صنعت چاپ بهدلیل وارداتی بودن بیشتر تجهیزات و ماشینآلات خود، صنعتی خودبهخود گران و دارای بارمالی زیاد برای فعالان بهشمار میآید و با وجود گرانی و هزینههای سنگین تامین قطعات و تجهیزات، گرانی و نبود و کمبود مواد اولیه هم بار دوچندانی بر دوش فعالان گذاشته است که در کنار کاهش شدید سفارشات و محصولات چاپی، بهدلیل تحریمها و کاهش بودجههای عمومی، دولتی و خصوصی، میرود تا کمر این صنعت باقدمت را بهمعنای واقعی بشکند.
آنچه مسلم است بهره مندی از ترکیب حمایتهای دولتی، صنفی و بخش خصوصی همواره راهگشای مشکلات همه حوزهها بوده است و در این حوزه هم به طریق اولی چنانچه بار دیگر مجموع این حمایتها گردهم آیند و توان بالفعلی ایجاد کنند، میتوانند این صنعت خسته و افسرده از ناملایمات را جانی دوباره ببخشند. این امر در پرتو یک نهاد صنفی مقتدر، در خدمت منافع صنفی و معتقد به کارگروهی و با همراهی دستگاههای دولتی و غیردولتی محقق میشود.
نظرات